العلامة المجلسي

106

حياة القلوب ( فارسي )

خلق كند فرمود كه : آب شيرين باش تا از تو خلق كنم بهشت وأهل طاعت خود را ، وآب شور وتلخ باش تا از تو خلق كنم جهنم وأهل معصيت خود را ، پس امر كرد كه اين دو آب با هم مخلوط شدند ، پس به اين سبب كافر از مؤمن ومؤمن از كافر به هم مىرسد ، پس خاكى گرفت از زمين وبر هم ماليد وافشاند پس مانند مورچگان به حركت آمدند ، پس به أصحاب دست راست گفت : برويد بسوى بهشت به سلامت ، وبه أصحاب دست چپ گفت : برويد بسوى آتش وپروا ندارم « 1 » . ودر روايت حسن فرمود : قبضه‌اى گرفت از خاك تربت آدم پس آب شيرين بر آن ريخت ، وچهل صباح گذشت ، پس چون آن طينت خمير شد جبرئيل آن را بر هم ماليد ماليدن سخت ، پس بيرون رفتند مانند مورچه‌هاى ريزه از دست راست ودست چپش ، پس امر كرد كه آتشى افروختند وهمه را امر كرد كه داخل آن آتش شوند ، وبر ايشان سرد وسلامت شد ، وأصحاب دست چپ ترسيدند وداخل نشدند ، واز آن روز فرمانبردارى ونافرمانى ايشان ظاهر شد ، وفرمود كه : باز خاك شويد به اذن من ، پس آدم را از آن خاك آفريد « 2 » . ودر حديث حسن ديگر از آن حضرت منقول است كه : چون حق تعالى ذرّيّت آدم را از پشت أو بيرون آورد كه پيمان از ايشان بگيرد به پروردگارى خود وپيغمبرى هر پيغمبرى ، پس پيمان أول پيغمبرى را كه گرفت محمد بن عبد اللّه بود ، پس خدا وحى فرمود به آدم كه : نظر كن چه مىبينى ؟ پس نظر كرد آدم بسوى ذرّيّت خود وايشان ذرّات بودند وپر كرده بودند آسمان را . آدم گفت : چه بسيارند فرزندان من ، واز براي امر بزرگى ايشان را خلق كرده‌اى وبه چه سبب پيمان از ايشان گرفتى ؟ فرمود : از براي اينكه مرا عبادت كنند ، وچيزى را شريك من نگردانند ، وايمان به

--> ( 1 ) . محاسن 1 / 438 ؛ كافى 2 / 6 . ( 2 ) . كافى 2 / 7 ؛ تفسير عياشى 2 / 39 . هر دو با كمي اختلاف .